آغاز، ساحت دشوار

آغاز، ساحت دشوار

فیلمنامه نویس _ مدرس _ پژوهشگر

چاپ شده در فصلنامه فارابی شماره ۷۷

چراغ‌های سالن سینما خاموش می‌شود. سکوت حاکم می‌شود. اولین سوال در ذهن تماشاگر شکل می‌گیرد. فیلم چگونه آغاز می‌شود؟ در افسانه‌ها با جمله ((یکی بود یکی نبود)) داستان آغاز می‌شود. رولان بارت نشان می‌دهد انجیل نیز از این قالب برای شروع استفاده کرده است. او می‌نویسد: افتتاحیه ساحت دشوار از یک گفتمان است. آغاز سخن سخت ترین بخش آن است، یعنی شکست سکوت. در واقعیت دلیلی وجود ندارد چرا به جای اینکه از اینجا شروع کنیم، از جای دیگر شروع نکنیم، و این احساس بی پایان بودن برای آغاز سخن در تمامی نمونه‌های آغازین مصداق دارد.

در سینما فرایند آغاز سخن شکل پیچیده تری به خود می‌گیرد. سینما به عنوان هنر هفتم وارث تجارب سایر رشته‌ها نیز بوده و از این میراث بهره‌ها برده است. انواع آغاز فیلم از این کولاژ پیچیده ناشی می‌شود. انواع آغاز فیلم را می‌توان از دو زاویه عناصر روایی و سبکی مورد بررسی قرار داد. برگزیدن این دو نوع زاویه امکانات متفاوتی را در متدولوژی تحلیل فراهم می‌کند. از منظر عناصر روایی تماشاگر با انواع صحنه‌ها و ساختار نحوی آن‌ها مواجه خواهد شد. برای اجتناب از طولانی شدن مقاله تحلیل را تنها به تئوری یکی از تئورسین‌ها فیلنامه یعنی لیندا سیگر محدود می‌کنیم.

لیندا سیگر در تبیین تئوری صحنه‌ها ابتدا از تعریف صحنه آغاز می‌کند و صحنه را سنگ بنای داستان می‌داند. او معتقد است یک صحنه ایده‌آل توسط تصاویر و گفت و گوها، داستان را جلو می‌برند. شخصیت‌ها را ترسیم می‌کند، ایده‌ای را طرح می‌کند و تصویری را طرح ریزی می‌کند. یک صحنه درخشان شامل همه این موارد است و یک صحنه خوب بیشتر از یکی از این خصوصیات را داراست. لیندا سیگر توصیه می‌کند: “هنگامی که یک صحنه را می‌نویسید، به این فکر کنید که شما با رسانه‌ای به نام سینما سر و کار دارید که دارای امکان تصاویر متحرک است، اگر چه فیلنامه توسط کلمات شکل می‌گیرد، اما این کلمات به گفتگو و تصاویر تبدیل می‌شوند. یعنی نویسنده صحنه‌ای را می‌نویسد که علاوه بر دینامیسم، هدفمند نیز باشند. یعنی اهدافی مانند ایجا تضاد، کنش و احساسات را به شکل سینمایی به بیان در آورد تا علاوه بر خلق ماجراهای دراماتیک پویایی روابط میان شخصیت‌ها را نیز مشخص می‌کند”. از نظر لیندا سیگر صحنه‌ها اطلاعاتی را منتقل می‌کنند که اشارات مستقیم به ژانر فیلم هستند و تماشاگر متوجه می‌شود در حال دیدن یک فیلم جنایی، عشقی یا ماجراجویانه است.

برخی از اشکال آغاز فیلم که معمول‌تر هستند، عبارتند از:

  • آغاز کاراکترستیک: با این شیوه معمولا در همان چند دقیقه اول فیلم قهرمان اصلی معرفی می‌شود. فیلم در واقع پاسخ چه کسی را؟ جواب می دهد. استفاده از این شیوه در غالب فیلم‌ها مرسوم است، اما در فیلم‌های اکشن مرسوم‌تر است. در آغاز نشان داده می‌شود که قهرمان داستان در یک کار مهارت کامل دارد و می‌تواند آن را به شکل دقیقی انجام دهد.
  • آغاز دراماتیک: این نوع آغاز تماشاگر ابتدا مکان، زمان، فضا، لحن و قسمت‌هایی از زندگی قهرمان را می‌بیند. ناگهان متوجه می‌شود چیزی سرجایش نیست.
  • آغاز ارجاعیک: فیلم باصحنه‌ای آغاز می‌شود که قهرمان درآن حضور ندارد. در نتیجه اطلاعات تماشاگر بیشتر از قهرمان داستان است. این اطلاعات معمولا همان چیزی است که موجب تغییر زندگی قهرمان می‌شود.
  • آغاز اپیزودیک: نشان دادن رویداد یا حادثه‌ایست که از نظر زمانی پیش یا خیلی پیش از داستان اصلی واقع می‌شود و اشاره‌ای است برای آنچه که بعدا اتفاق خواهد افتاد.
  • آغاز بیو گرافیک: در این شیوه از آغاز، معمولا قهرمان اصلی راوی فیلم نیز هست. راوی با صدای روی تصویر متنی را می‌خواند یا داستانی را برای تماشاگر شرح می‌دهد. این داستان غالبا در گذشته قهرمان اتفاق افتاده است و راوی عواقب آن را برای تماشاگر توضیح می‌دهد.
  • بازگشت به آینده: در این شیوه از آغاز، هم زمان دو داستان با هم در فیلم به جلو می‌روند. راوی داستانی را شرح می‌دهد که در گذشته اتفاق افتاده است. ادامه این داستان را، قهرمان در زمان حال تجربه می‌کند.
  • آغاز کلیپ گونه: در این نوع از آغاز، فیلم با یکسری نمادهای پی در پی و با ضرباهنگ سریع مانند یک کلیپ ویدیوئی آغاز می‌شود. این سرعت تا شروع داستان اصلی ادامه دارد. با آغاز داستان اصلی نماها و ضرباهنگ فیلم به حالت استاندارد باز می‌گردد.
  • آغاز واقعی: در این فرم از آغاز، تماشاگر همراه قهرمان داستان ماجراهای فیلم را تجربه می‌کند. یعنی میان اطلاعات تماشاگر و قهرمان فیلم برابری موجود است.
  • آغاز فیلم با یک نوشته: این نوشته غالبا یک کمیت آماری است و به یک حادثه تاریخی اشاره می‌کند و وجه مستند گونه فیلم را افزایش می‌دهد.
  • آغاز تماتیک: در این نوع از آغاز، فیلم با استفاده از یک نماد یا استعاره تصویری که بیان گر تم یا درون مایه اصلی فیلم است، شروع می‌شود. این شیوه در بیشتر فیلم‌های هنری استفاده می‌شود وگاه کارگردان در همان چند نمای اول درون مایه اصلی فیلم را به تصویر در می‌آورد.

اما آغاز فیلم از منظر عناصر درام شامل ویژگی‌های دیگری است که پاره ای از آنها عبارتند از:

  1. تمرکز دانستی تماشاگر روی آنچه برای داستان فیلم موقعیت محوری محسوب می‌شود.
  2. ایجاد حس ناپیدای ناپایداری و عدم تعادل. چیزی سرجایش نیست. شغلی یا عشقی.
  3. تأکید بر تضاد جهت خلق موقعیت ناپایدار.
  4. ایجاد پرسش در ذهن تماشاگر جهت ایجاد حس تعلیق و کنجکاوی.
  5. وقوع یک اتفاق نامنتظره جهت ایجاد ناسازگاری. یعنی ارئه شواهد و قراینی که ما می‌بینیم و پاسخ درست یا غلط به این پرسش‌ها که ما حدس می‌زنیم.

در نهایت به کتاب تئوری های فیلمنامه داستانی رجوع کنیم و تم (درون مایه) را در چند واژه و مفهوم خلاصه ‌کنیم. تم عبارت است از: « ایده بنیادی و مرکزی داستان، احساس معنا در اعماق ساختار یک متن، روح اصلی فیلمنامه و نفس نویسنده، رویکرد ناخودآگاه نویسنده نسبت به موضوع فیلم.

Comment (1)

  • مریم مرادی ریزی Reply

    مفید و عالی. ممنون

    تیر ۱۸, ۱۳۹۷ at ۱۲:۱۹ ب.ظ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *