۷ کلید برای یک پیچینگ فوق‌العاده

۷ کلید برای یک پیچینگ فوق‌العاده

7 Keys to Great Pitch-Scriptmag

نویسنده : مایکل هاگ[۱]

منبع: سایت scriptmag

مترجم : نگار عباس‌پور

 

رویداد پیچ اِسلَم که بخشی از کنفرانس جهانی فیلمنامه‌نویسان است، فرصتی طلایی برای ملاقات رو‌در‌رو با نمایندگان شرکت‌ها، تهیه‌کنندگان و مجریان طرح بالقوه‌ای است که به دنبال نویسندگان، داستان‌ها و فیلمنامه‌های خوب هستند. برای استفاده‌ی حداکثری از این موقعیت، شما باید پروژه‌ی خود را به شیوه‌ای پیچ یا ارائه کنید که بتواند به شکلی موجز، احساس‌برانگیز و پرقدرت، هم ظرفیت‌های هنری و هم ظرفیت‌های تجاری کارتان را به نمایش بگذارد. و به این دلیل که تعداد خیلی زیادی از نویسندگان و فیلمسازان دیگر هم هستند که امیدوارند بتوانند همین کار را بکنند، شما نیاز دارید که هم نحوه‌ی ارائه و هم داستانتان در میان صدها مورد دیگر که این خریداران بالقوه خواهند شنید، به چشم بیاید.

کتاب من با عنوان فروش داستانتان در ۶۰ ثانیه: راهی تضمین شده برای خوانده شدن فیلمنامه یا رمان شما جزئیات زیادی در این مورد می‌گوید که چگونه یک پیچینگ قدرتمند را آماده و ارائه کنیم. ولی اگر من بخواهم تمام اصول، مثال‌ها و الگوهای پیچینگ را که این کتاب برای آماده کردن، تمرین و ارائه‌ی یک پیچینگ عالی عنوان کرده خلاصه کنم، نتیجه این هفت گام خواهد بود:

  • هیچ‌گاه سعی نکنید تمام داستانتان را بگویید. قطعا این بزرگترین اشتباهی است که از هر نویسنده یا فیلمسازی می‌تواند سر بزند. شما بین ۶۰ تا ۹۰ ثانیه فرصت دارید تا داستانتان را پیچ کنید (باقی زمانتان را برای بحث با خریدار در مورد داستانتان یا برای پیچ کردن دومین ایده درصورت رد شدن اولی، نیاز دارید). اگر سعی کنید تمام جزئیات مهم فیلمنامه را در ارائه‌تان بگنجانید یا در توصیف دقیق شروع داستانتان، شخصیت‌ها یا سکانس‌های شاخص گرفتار شوید، پیش از این‌که خریدار آینده‌تان تصویر واضحی از ظرفیت‌های پروژه‌ی شما داشته باشد، زمانتان به پایان می‌رسد. پس به جای این‌که دو دقیقه داستان‌سرایی کنید، باید . . .
  • روی آشکار کردن عناصر اصلی داستانتان تمرکز کنید. این‌ها اصلی‌ترین سوالاتی است که خریداران ازتان می‌خواهند تا بهشان پاسخ بدهید:
  • قهرمان یا شخصیت اصلی شما کیست؟
  • در ابتدای فیلم زندگی روزمره‌ی آن شخصیت چگونه است؟
  • چرا ما با قهرمان شما احساس همدلی می‌کنیم؟
  • در نقطه‌ی یک‌دهم داستان چه فرصتی برای قهرمان پیش می‌آید که قصه را پیش می‌برد؟
  • این فرصت قهرمانتان را وارد چه موقعیت جدیدی می‌کند؟
  • چه انگیزه‌ی بیرونی یا هدف آشکاری برای قهرمانتان در نظر گرفته شده تا در پایان فیلم آن را به انجام برساند؟
  • قهرمان در چه کشمکشی درگیر می‌شود که رسیدن به آن هدف را غیرممکن جلوه می‌دهد؟
  • دو نمونه‌ی پیشینِ نزدیک به فیلمنامه‌ی شما کدامند؟ دو نمونه‌ی اخیر و موفق از فیلم‌هایی در همین ژانر، با همین لحن و با بازار بالقوه‌ای مشابه با کار شما.
  • با بیان این‌که چه‌طور این ایده به ذهنتان رسید شروع کنید. با اسم فیلم یا لاگ لاین شروع نکنید. وقتی خریدار اصلا چیزی درمورد داستان نمی‌داند، اسم فیلم تقریبا بی‌معنی و عموما گیج‌کننده است. لاگ‌لاین‌ها ممکن است تا حدی گویا باشند، ولی در مراحل بعدی پیچینگ تاثیر خیلی بیش‌تری خواهند داشت (پایین را بخوانید). در عوض، پیچینگتان را با بیان این‌که ابتدا ایده‌ی داستانتان را از کجا پیدا کردید، شروع کنید. ایده‌تان ممکن است بر اساس یک تجربه‌ی شخصی، یک داستان واقعی، یا رمانی که حقوق آن را خریداری کردید و یا بر اساس مقاله‌ای باشد که خواندنش خلاقیتتان را برانگیخته است. حتی ممکن است از فیلم‌های دیگر به ذهنتان رسیده باشد، مثلا سراغ ژانر مورد علاقه‌تان رفته‌اید و به یک گره یا عنصر منحصر به فرد رسیده‌اید که پیش از این ندیده‌ایم.

پس ممکن است با گفتن جملاتی مثل “من همیشه از طرفداران پروپا قرص فیلم‌های مهیجِ عاشقانه بوده‌ام و همین شد که با خودم فکر کردم چه می‌شود اگر …؟“، یا “به تازگی موفق شدم حقوق رمانی که حسابی ترسناک است را بخرم”، یا “شاید نشنیده باشید، ولی به تازگی جایی خواندم که …” شروع کنید. و درست بعد از آن ایده‌ی اولیه می‌روید سراغ عناصر اصلی داستانتان که در بالا فهرست شده. شروع به این روش خریدار را با همان عنصری که شما را مشتاق این داستان کرده، به داستان جذب می‌کند.

  • خریدار را در تعلیق بگذارید. پایان فیلمنامه‌تان را در پیچینگ آشکار نکنید. ارائه‌تان را با خلاصه کردن کشمکش و یا با برملا کردن شکست بزرگی که در انتهای پرده‌ی دوم اتفاق می‌افتد، تمام کنید. می‌توانید . . .
  • با گفتن نام فیلم یا با گفتن لاگ‌لاین جمع‌بندی کنید. این‌جاست که این عناصر پیچینگتان می‌توانند بیش‌ترین تاثیرشان را داشته باشند، یعنی بعد از این‌که خریدار اصل داستانتان را می‌داند. پس وقتی توضیحاتتان را با بیان عناصر کلیدی گفته شده در بند ۲ به پایان رساندید، در ادامه اسم فیلم و بعد تک‌جمله‌ای را بگویید که تمام فیلمنامه را خلاصه می‌کند: “پس درواقع فیلمنامه‌ی من با عنوان فرزندم کجاست؟ درباره‌ی تک‌والدی است که باید دخترش را نجات دهد، درحالی‌که نمی‌داند آدم‌ربا در اصل همان مامور اف‌بی‌‌آیِ مسئول پیگیری پرونده است.”

توجه کنید که ما از روی لاگ‌لاین متوجه نمی‌شویم که این مادر موفق می‌شود یا نه. پیچینگ خریدار را در حالتی رها می‌کند که دلش بخواهد بیش‌تر بداند. ولی بعد از آن، اگر خریدار ازتان پرسید که فیلم چه‌طور تمام می‌شود، خودتان را نگیرید و برایش بگویید.

  • بعد از گفتن لاگ‌لاین، سوالی مطرح کنید. همان‌طور که هر فروشنده‌ای به شما خواهد گفت، شما باید از خریدار بخواهید که معامله را تمام کند. بعد از این‌که با گفتن لاگ‌لاینتان جمع‌بندی کردید، به خریدارتان بگویید “خب، درمورد فیلمنامه‌ی من سوالی دارید یا تمایل دارید یک نسخه از آن را برایتان ارسال کنم؟” این سوال دو امکان برای آن‌ها به وجود می‌آورد که هر دو برای شما خوبند: یا از شما یک نسخه از فیلمنامه را می‌خواهند یا به قدر کافی درگیر داستانتان شده‌‍‌اند که می‌خواهند درموردش بحث کنند.
  • به سوال‌های خریدار، پاسخ‌های کوتاه بدهید. برای بسیاری از نویسندگان، این سخت‌ترین قسمت پیچینگ است. یک ارائه‌ی ۶۰ ثانیه‌ای را با دقت آماده و خوب تمرین کرده‌اند و بعد در پاسخ به سوالات ساده، جواب‌های طولانی و عجیب و غریب می‌دهند که معمولا تلاشی ناخودآگاه برای تعریف کل داستان است (به بند ۱ در بالا رجوع کنید). پس خیلی دقیق به چیزی که خریدارتان می‌خواهد درمورد فیلمنامه‌تان بداند گوش کنید و بعد فقط به همان سوال در کم‌تر از ده ثانیه پاسخ دهید. اگر به خریدارتان تمام آن چیزی را که می‌خواهد بداند نگفته باشید، خودش یک سوال دیگر ازتان می‌پرسد.

و اگر خریدار پیچینگتان را رد کرد، آن‌وقت از باقیمانده‌ی زمانتان که بابتش پول داده‌اید استفاده کنید تا یک ایده‌ی دیگر را پیچ کنید و یا از او توصیه‌هایی بگیرید برای بهتر کردن پیچینگی که همان موقع شنیده. دلسرد نشوید. دلیل اصلی این‌که بعضی پیچینگ‌ها به درخواست فیلمنامه منجر نمی‌شوند این نیست که پیچینگ اصلا خوب نبوده؛ دلیلش فقط این است که خریدار به دنبال این نوع پروژه‌ی برای فیلمسازی نیست. قشنگی رویداد پیچ اِسلم به این است که وقتی همچین اتفاقی می‌افتد، شما فقط پشت میز بعدی می‌روید و فیلمنامه‌تان را دوباره پیچ می‌کنید.

 

[۱] مایکل هاگ، تا کنون برای بیش از ۳۰۰۰۰ نویسنده و فیلمساز سمینار و کنفرانس برگزار کرده. مربی‌گری صدها فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده را برای نگارش فیلمنامه‌شان یا آماده کردن پیچینگشان بر عهده داشته و مشاور پروژه‌هایی برای وارنر برادرز، دیزنی، نیولاین، سی‌بی‌اِس، لایف‌تایم، جولیا رابرتس، جنیفر لوپز، کریستین دانست و مورگان فریمن بوده.

Comment (1)

  • مریم مرادی ریزی Reply

    مطلب بسیار عالیی بود. سپاسگزارم

    تیر ۱۸, ۱۳۹۷ at ۱۲:۱۶ ب.ظ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *